عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

208

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و سبعين و ثلثمائه ، و بهاء الدوله و ضياء المله و غياث الامه ابو نصر برادر عضد الدوله بجاى او بنشست ، و آن لشكر بپارس بودند . صمصام الدوله با كاليجار [ 1 ] را از قلعهء كبول بيرون آوردند و پارس [ 2 ] بگرفت ، و تركان او را مخالف [ 3 ] شدند . پس بو على پسر بو الفوارس عضد الدوله [ 4 ] پيش او شد ، و او را قمر الدوله لقب كردند ، و صمصام الدوله با ايشان حرب كرد ، و ايشان را هزيمت كرد ، ببغداد باز شدند و چندان حربها بود ميان باكاليجار و ميان [ 5 ] بو نصر ، تا بيشتر از شهرهاء اهواز و بصره ويران شد . پس گروهى از مردمان پارس بسگاليدند ، كه بر آن حصار شوند ، كه پسران بختيار ( را ) بر آنجا بازداشته بودند . و بندها از ايشان بردارند و ايشان را بيرون آرند هم چنان كردند ، و ايشان بيرون آمدند ، و شهر پارس بسبب بيرون آمدن ايشان مضطرب شد ، و لشكر مخالف شدند يك ديگر را ، و با كاليجار خواست كه با ايشان حرب كند نتوانست . ايشان به روى غلبه كردند ، و او را بگرفتند ، و سر او ببريدند . و چون اين خبر به بهاء الدوله رسيد ، كين آن باز خواست ، و پسران بختيار را از ناحيت بيرون كرد . مهتر ايشان سالار بن بختيار بود ، او را نور الدوله لقب كرده بودند . او بگريخت و بكرمان شد ، و بهاء الدوله پيش او رفت ، [ 6 ] به واشهر [ 7 ] غلامان خويش او را بكشتند ، و سر او ببرند ،

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : با كالبخار ؟ [ ( 2 - ) ] ب : بازش ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : مخالفت ؟ [ ( 4 - ) ] يعنى ابو على بن ابو الفوارس شرف الدوله شير دل بن عضد الدوله ( زمباور 322 ) . [ ( 5 - ) ] هر دو : كالنحان روميان ؟ [ ( 6 - ) ] ن : نرفت ؟ [ ( 7 - ) ] هر دو : نوار شهر بدون نقطه حرف اول . در ( ن ) بجاى آن گواشير طبع كرده‌اند ؟ ظاهرا مأخذ گرديزى در اين جا تاريخ يمينى العتبى است كه گويد : و زعيمهم يومئذ سالار بن بختيار الملقب بنور الدوله ، و كان من امره انه انتبذ عنها مدحورا . . . و اتبعه بهاء الدوله بجيش واقعوه بواشهر فغلبوه و وصلوا اليه فقتلوه و حمل غلام منهم رأسه الى بهاء الدوله ( ص 237 ) و ازين سند ثابت است ، كه رفت دواشهر صحيح است نه « نرفت و گواشير مطبوع ن » .